چند لحظه پیش فیلم مصافحه احمدی نژاد و مدودوف را در اجلاس سران پیمان شانگهای دیدم. کسی که ادعا می کند از دانشگاه صنعتی علم و صنعت دکترا دارد، هنگام صحبت در مقابل چندین خبرنگار و دوربین در جواب”How are you” می گوید “yes” و بعد برای اینکه کم نیاورد می گوید “Happy new year”.علی الرغم تمام صحبت ها در مورد انتخابات اخیر لحظه ای عرق شرم بر پیشانیم نشست و شرمنده شدم که چنین انسانی 4 سال بر کشور عزیز من صدرات کرده است.با پدیده واقعاٌ عجیبی روبه رو هستیم…
Friday، June 26، 2009
آچمز
اوضاع کنونی ایران پس از خطبه های نماز جمعه آقای خامنه ای وارد مرحله جالبی شده است. یعنی با توجه به سنت 30 ساله جمهوری اسلامی در هنگام اختلافات جدی میان جناح های سیاسی امام به دلیل جایگاه بسیار بالاتر مشروعیت نسبت به جناح ها با حکمی قضیه را فیصله می داد. در مورد آقای خامنه ای نیز تا مدت ها با کمی ضعف همین اصل صادق بود و به صحبت آخر ایشان با عنوان “فصل الخطاب” نگریسته می شد. ولی این بار نه نامزدهای معترض و نه مردم چندان وقعی به تاکید آقای خامنه ای در پایان دادن به تظاهرات ننهادند و دو تابوی جمهوری اسلامی را با هم شکستند، یعنی تابو تظاهرات خیابانی معترضان و مسئله “فصل الخطاب “ بودن رهبر. حال جمهوری اسلامی نه توانسته مردم و نخبگان هر دو جناح را اقناع کند و نه با هزینه کردن از اعتبار رهبر توانسته به شکایات و نارضایتی ها پایان دهد پس به شدت نیاز به طرحی نو و شیوه ای جدید در تعامل با این مشکل به شدت احساس می شود. طرحی که یافتن آن با توجه به مواضع طرفین مشکل می نماید.
حال باید دید که فعالیت های آقای لاریجانی و کمیسیون امنیت ملی مجلس علی الرغم نظر صریح رهبر بر سالم بودن انتخابات در دیدار با سه نامزد معترض و آقای رفسنجانی دنبال چه راه حلی هستند؟
Sunday، June 21، 2009
موج سواری روی اصلاحات
چند سال پیش شورای نگهبان به یکباره درخواست 10 برابر افزایش بودجه برای نظارت بر انتخابات مجلس هفتم را مطرح کرد و پس از کلی بحث و جدل بین مجلس و شورای نگهبان که عدم افزایش بودجه اش را مخالفت با شرع و قانون اساسی تشخیص داده بود این مسئله به مجمع تشخیص مصلحت نطام ارجاع شد. مجمع هم چون هنوز هاشمی به دلیل کینه اتفاقات انتخابات مجلس ششم در جبهه ضد اصلاحات قرار داشت به نفع شورای نگهبان رای داد و خاتمی و کروبی به نشانه قهر جلسه مجمع رو ترک کردند. تا این مرحله از ماجرا اتفاق چندان عجیبی نیفتاده بود شاهد یکی از درگیری های کمی سطح بالا در دوران دولت اصلاحات بودیم.
ولی قسمت جالب ماجرا جایی بود که همشهری و معاون اول رئیس جمهور بدون توجه به ماجرا به حضور در جلسه ادامه داد و هیچ بعید نیست به آن رای مثبت هم داده باشد. یکی از نمایندگان وقت ارومیه در مجلس ششم نقل می کرد که زمانی دلیل این امر را از وی جویا شده جواب شنیده که “ فکر کردم آقای خاتمی برای رفع حاجت تشریف برده اند” و احتمالا آقای کروبی و سایر دوستان نیز برای کمک به این امر جلسه را ترک کردند. این مسئله و اتفاقات ابنچنینی ادامه پیدا کرد تا انتخابات مجلس هشتم که جناب آقای عارف به عنوان هیئت مدیره بنیاد باران و عضو مجمع تشخیص مصلحت به یک باره و بعد از اتفاقات منجر به رد صلاحیت گسترده اقدام به انصراف از کاندیداتوری نمودند و یواشکی اطرافیان اعلام کردند که در اعتراض به رد صلاحیت ها انصراف داده اند. در حالی که مدیرعامل بنیاد باران نه تنها انصراف نداد بلکه از زنجان به عنوان نماینده هم انتخاب شد.یعنی تصمیمی برای انصراف در تشکیلات وجود نداشت و این انصراف با این دلیل از عافیت طلب مشهوری چون دکتر عارف کمی عجیب می نمود. بعدها کاشف به عمل آمد که وقتی متوجه شده اند نظام چندان با قدرت گرفتن فراکسیون اصلاح طلبان در مجلس موافق نیست صلاح ندیده اند زیاد درگیر بشوند تا مبادا مجبور به موضع گیری خلاف مصالح اقتصادی خود و فرزند برومندشان شوند. تا اینجای کار باز می شد توجیه کرد بالاخره انسان عاقل پول نقد را فدای اصلاحات و مردم که نمی کند اندکی حفظ ظاهر کافی است.
ولی عافیت طلبی اصلاح طلب موج سوار یزدی ما روز جمعه به اوج خود رسید و در نمازجمعه 29 خرداد به عنوان تنها اصلاح طلب!! در صف دوم پشت احمدی نژاد و میان وزرای دولت نهم شرکت کرد تا اثبات کرده باشد منافع جیب خودم و فرزندم به ز هر چی اصلاح طلبی! حالا ببینیم رئیس هیئت مدیره بنیاد باران در ادامه نقشه هاشان برای جیب مبارک به چه رنگ ها در خواهند آمد و رفتار اصلاح طلبان با ایشان چگونه خواهد بود. احتمالا یکی از دلایل شکست دولت اصلاحات همین برادر است که 8 سال وجود بی خاصیتشان مهمترین پست های کابینه خاتمی را اشغال کرده بود. یعنی وزارت پست تلگراف و تلفن، سازمان مدیریت و برنامه ریزی و معاونت اول رئیس جمهور. به نوعی نفر دوم دولت اصلاحات
لازم به ذکر است در نماز جمعه مذکور و برای عدم تایید انتخابات ریاست جمهوری دهم، حتی خاتمی هم شرکت نکرده بود.
Saturday، June 20، 2009
رزم مشترک
در طی مبارزات انتخاباتی youtube پر بود از کلیپ هایی که با عکس های مبارزات انتخاباتی آقایان موسوی و کروبی و سرودها و ترانه های ماندگار ایرانی. زیباترینشان که بارها دیدم و نشان دادم کلیپی بود با سرود" رزم مشترک” یا همان “همراه شو عزیز” با صدای استاد مسلم آواز ایران محمدرضا شجریان.
و یکی از زیباترین لحظات پس از انتخابات شنیدن خبر نامه ای بود از ایشان به ضرغامی مبنی بر عدم رضایت ایشان برای پخش صدایشان از صدا و سیما مخصوصا تاکیدی که بر روی آواز “ ایران ای سرای امید” داشتند. ناراحتی استاد در مصاحبه تلفنی با بی بی سی فارسی به وضوح مشهود بود که این آواز ماندگار از صدا و سیما برای احمدی نژاد مصادره شده است. آنجایی که گفت این آواز برای خس و خاشاک هاست و من نیز از ایشانم.( نقل به مضمون) و فردا با شرکت در تظاهرات مردم نشان داد که او نیز برای سهمی در آفریدن حماسه خس و خاشاک به خیابان آمده است.
ره بر یا رهبر بودن
امروز رهبر جمهوری اسلامی آقای خامنه ای در نماز جمعه تهران که چشم های بسیاری به آن دوخته شده بود نسبت به وقایع پیش و بعد از انتخابات واکنش نشان داد. خلاصه صحبت های ایشان در چند نکته خلاصه می شود: حمله به دشمنان، تایید جدی نتیجه انتخابات، امر به قطع تظاهرات خیابانی و تهدید بسیار جدی ادامه دهندگان تظاهرات، حمایت جدی از احمدی نژاد و حمایت تعارف مانند از هاشمی رفسنجانی.
در کل و بدون وارد شده به اطاله بی مورد باید بگویم واقعا انتظار من از سخنرانی رهبر ایران حتی در این شرایط و با اتفاقاتی که در انتخابات و بعد از آن افتاده کاملا چیز دیگری بود. رهبر ایران در این سخنرانی به هیچ وجه به عنوان رهبر یک کشور با مشخصات ایران سخن نگفت، آینده نگری نکرد و با اعتباری که به نیروهای سرکوبگر با آخرین جملات برای آزار مردم داد واقعا تمایل خود را برای بی صدا کردن جامعه ای متکثر نمایان نمود. جامعه ای که در دنیای پرآشوب فعلی فقط مشروعیت مردمی و چندصدایی آزادانه مردم تضمین کننده سلامت این کشتی زیبا در دریای پرتلاطم فعلی خواهد بود نه اطاعت از نظم پادگانی ناخدا
همه ایرانیان وطن پرست که می خواهند در جامعه ای آزاد، پاک و خداپسند زندگی کنند امید دارند این انتخابات به نتیجه ای برای قوام امنیت و رفاه ایرانیان منجر شود. همواره امید داشته و دارم رهبران ایران نیز عادلانه و مدبرانه در این کشور مدیریت کنند و عاشق مردم و سرزمینشان باشند.
Thursday، June 18، 2009
نظارت و مشروطیت قدرت
مشهور است قدرت مطلق، بی مسئولیتی مطلق می آفریند. در چارچوب همین نکته خشونت عریان این روزها در خیابان های ایران جدا از بذر کینه ای که در دل بسیاری از ملت ایران در مقابل بعضی هموطنان تابلو دارشان مانند لباس شخصی ها و بسیجی ها می آفریند، می تواند نشانگر این موضوع باشد بی قانونی و بی مسئولیتی در نظامی حکومتی به دلیل تعارف و قصور بسیاری نهادهای نظارتی توانسته امکان تاسیس نیروهایی را فراهم کرده که بی هیچ نگرانی از بازخواستی در آینده به نارواترین شکل ممکن به اعمال خشونت روی هموطنانشان اقدام کنند. خشونتی چنان ناروا که باعث رواج شایعاتی بسیار در میان مردم گشته که اینها لبنانی یا ونزوئلایی هستند. چون وجدان انسانی مردم باور ندارد یک هموطن بتواند چنین ناجوانمردانه در میدانی نابرابر با جوانان، زنان و دختران ایرانی برخورد کند.
تعارف و مقدس بینی مقامات حکومت و عدم کارکرد کارا و مسئولانه نظارت قانونی و نیز نظلرت همگانی مانند جراید باعث اوضاع امروز ایران و آسودگی خاطر چماقداران لباس شخصی شده است و توانسته فضایی در ایران بیافریند که آروزی هیچ میهن پرستی نیست. درس های بسیاری از این روزها می توان گرفت و به نظر من یکی از مهترین درس ها بعد از دست کم نگرفتم مردم،همین اهمیت نظارت قانونی و عمومی بر رفتار حکومتگران است.
Wednesday، June 17، 2009
تشیع در تعلیق
محمد قوچانی در مقاله ای در شهروند امروز به رفتار دینی و نمادهای دولت احمدی نژاد پرداخته بود و در کل نتیجه گرفته بود دولت وی دین زدایی و در حقیقت روحانی زدایی شده ترین دولت پس از انقلاب است. اینک که دقیق تر به اوضاع نگاه می کنم می بینم واقعا تشیع از جانب این دولت اندک اندک مشخصه های تاریخی خود را از دست می دهد و روز به روز نحیف تر و ضعیف تر به حیات خویش ادامه می دهد.
خوانده بودیم مرجعیت شیعه همواره بدون مرز پناهگاه شیعیان و زبان گویای دادگری ملت بوده است.خوانده بودیم مسئله غیبت نیروی محرک تشیع و امیدواری مومنان است. خوانده بودیم دولت ها همواره رعایت کننده احترام و حقوق مراجع بوده اند و …
اکنون با دولتی و تفکری در پشت آن مواجه شده ایم که نمونه عملی افکار ماکیاولی و خرافه گراترین اندیشه شیعی است. در اتفاقات اخیر و نامه درخواست کمک رئیس جمهور منتخب میرحسین موسوی به مراجع غیر از آیت ا… العضمی منتظری هیچ کدام از آیات عظام واکنشی نشان ندادند. انگار نه انگار که جوانان این کشور شیعی در معرض عریان ترین خشونت ممکن در دنیای معاصر قرار گرفته و حتی شهید می شوند. خشونتی که روی خشونت سربازان صهیونیست! را در مواجهه با جوانان فلسطینی سفید کرده است. انگار نه انگار که آرای این مردم، اراده تعین سرنوشت یک ملت در معرض بزرگترین اتهام ممکن یعنی تقلب قرار نگرفته است. انگار نه انگار رئیس جمهور حاکم این کشور شیعی به مانند حاکم طاغوت قصه ها با وقاحت دروغ می گوید. انگار نه انگار که خرافاتی ترین اندیشه های تاریخی درباره غیبت جان دوباره رفته اند و انگار نه انگار که با تفکری مواجه شده ایم که چوب حراج بر آبروی تنها کشور شیعه دنیا در دنیا زده است؟
و سکوت تنها جواب نهاد مرجعیت شیعه و پاسدار تشیع علوی است. دولت دارد نان وابستگی 20 ساله نهاد مرجعیت به دولت یا سرکوب گاه و بی گاه معترضین روحانی و بلندپایگان حوزه ها را می خورد و تشیع چوب سکوت و آلوده شدن اصیل ترین نهادهایش یعنی حوزه و مرجعیت را به قدرت و دولت.
دوشنبه سیاه حکومت اسلامی
دیروز بزرگترین حرکت اعتراضی مردم ایران پس از انقلاب در محدودیت کامل امکانات ارتباطی در تهران انجام شد. تظاهرات با شکوهی که از میدان انقلاب تا آزادی برپا بود و حداقل یک میلیون نفر به شهادت خیلی از رسانه های بی طرف جهانی در آن شرکت داشتند .مردمی که حتی مطئن نبودند مجوزی برای آین راهپیمایی صادر شده یا نه.در حالی که sms ها قطع، موبایل ها مختل، اینترنت با سرعت کم و لرزان، خیلی وب سایت های خبری مردم فیلتر شده و تهدید وزارت کشور مبنی بر برخورد قاطع با تظاهرات از صدا و سیما اعلام شده بود ، حرکتی آفریده شد که به حق در صفحه اول بسیاری روزنامه های معتبر ونامداردنیا نشست. برای اولین بار پس از مدت ها با دیدن عکس و تیتر یک دیروز واشنگتن پست به ایرانی بودنم افتخار کردم. به میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی افتخار کردم و با خنده با خود و البته به ترکی گفتم” اگر خاتمی الان رئیس جمهور منتخب ولی ناکام ما بود تا این لحظه حداقل 10 بیانیه در ممانعت از حضور مردم صادر کرده بود.” مردمی که یکصدا خبر از رای و اراده شان می گرفتند که دزدیده شده بود مثل شعارهاشان و حتی تاکتیک های مبارزه شان.( در این باره بیشتر خواهم نوشت.) و دشمنان آزادی اینبار نشان دادند که چگونه سپاه باکری ها، همت ها و حتی همین محسن رضائی را تبدیل کرده اند به ابزار سرکوب آزادگان. کاش نمی دیدم آن ویدئوی اختصاصی شبکه4 بریتانیا را که آن بسیجی بی همه چیز چه بی خیال دارد گلو له های کلاشنیکف سپاه ایران را نثار ایرانیان پاک نهاد و آزاده می کند. ننگ باد بر تشنگان قدرت که حتی ارزش جان انسان ها بازیچه و هزینه حفظ چند صباحی بیشتربرای قدرت و پول قرار می دهند و ننگ باد بر همه بسیجیانی که چه ارزان شرفشان را فروخته اند و در حالی که می توانند شلیک نکنند آتش نثار بهشت وجود ایرانیان می کنند. تا کنون و طبق آخرین اطلاعات در برنامه با شکوه دیروز 8 شهید تقدیم مام میهن و خاک پاک این سرزمین کرده ایم.
نامشان، یادشان و راهشان جاوید باد
Sunday، June 14، 2009
مرغ سحر ناله سر کن…
گورستان مشروطه در تبریز میزبان گورهای مجاهدین بی شماری است که پس شهادت و هنگام دفن دیده شد شیرزنانی هستند که با لباس مبدل به یاری آزادی و جنگ با ارتجاع تاریک رفته بودند.
روحشان شاد
آزادی رایگان نبوده و نخواهد بود ولی آیا چنین بهایی باید پرداخت؟
کودتا
به میمنت و مبارکی جمهوری اسلامی تبدیل به دولت اسلامی شد و آرزوی چند سال اخیر رهبر در کنار استاد مصباح که دولت اسلامی را تئوریزه کرده بودند به اجرا درآمد طنز تلخ روزگار تئوریزه شدن این دولت در موسسه ای با نام موسسه پژوهشی امام خمینی در قم است .امروز در تهران 30 سال پس از انقلاب اسلامی جشنی به مناسبت فسخ جمهوری اسلامی تاسیس شده در22 بهمن 1357 و تاسیس دولت اسلامی ایران در 22 خرداد 1388 برگزار خواهد گردید روزی تاریخی و به یاد ماندنی در ذهن مردم ایران که بزرگترین کلاه تاریخ در 22 خرداد 1388 و ماه های منتهی به آن سرشان رفت.
مبارک همه باشد